ايليا ... بهترين دوست من

تندباد های جنون در راه است.
بادبان بیندازو از مرگ مترس.
چراکه مرگ هدیه ای است.
پایانی است بر نور، تا دیگر شک نکنیم به انتخاب لباس زرد و آبی.
پایانی است برقضاوت، تا دیگر نلرزیم در برابر چکش های بی رحم قاضیان.
و ما همه بی گناهیم.
پوچیم، از لالی دنیا.
پوچیم، چرا که عطش فهمیدنمان را جرعه ای آب یقین سیراب نکرد.
فسرده ایم، چراکه تاریخ جهان پیرمان کرده است.
وامروز;
لذت سراسر جهان را فرا گرفته است.
و این پاسخی است بر سوال بی پاسخ همیشه ی ما.
التهاب تنهایی مردان را عریانی تصاویر پاسخ گو نیست.
و پیامبران با آن همه کتاب و معجزه، هاج و واج مانده اند.
وفلسفه چون عقرب آتش دیده، هر دم خودش را می گزد.
ومن در این میانه گم کرده ام خود را در صدایی ناشناس، که به او بگویم:
ایلیا ... ایلیا ...
اللهم صل علی محمد و آل محمد
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین،
الرحمن الرحیم،
مالک یوم الدین،
ایاک نعبد و ایاک نستعین،
اهدنا الصراط المستقیم،
صراط الذین انعمت علیهم،
غیر المغضوب علیهم و لا الضالین.
بسم الله الرحمن الرحيم
قل هو الله أحد،
الله الصمد،
لم يلد ولم يولد،
ولم يكن له كفواً أحد.
صدق الله العلی العظيم.